X
تبلیغات
امپراطوران آنلاین
1389,12,20 @ 17:34

ریخت‌شناسی ِ قصه‌های پریان

ریخت‌شناسی ِ قصه‌های پریان

نویسنده: ولادیمیر پراپ

مترجم: فریدون بدره‌ای

ناشر: انتشارات توس

چاپ دوم 1386

قطع رقعی، 282 صفحه

2200 تومان


ولادیمیر پراپ در آغاز کتاب‌اش می‌گوید که ”قصه‌های پریان“ تنها دسته‌ای از انواع ِ قصه‌ها ست و پژوهش‌اش محدود به بررسی ِ صد قصه‌ی پریان ِ روسی ست که توسط ِ «ا. ن. آفانسیف» گردآوری شده است. این قصه‌ها به فارسی ترجمه نشده‌اند، پس اگر خواننده‌ی فارسی‌زبان بخواهد پژوهش ِ پراپ را دقیق بفهمد، ترجمه‌ی فارسی ِ کتاب، چندان فایده‌ای به حال‌اش نخواهد داشت. ولی برای مخاطبی مثل من، همین‌قدر هم کفایت می‌کند. چاپ ِ دوم ِ این کتاب با کیفیت ِ افتضاح، در حد ِ کتاب‌های زیراکسی یا افست، توسط ِ انتشارات ِ ”توس“ در دسترس است که جای تشکر و تقدیر فراوان دارد.


ما باید بدانیم که وقتی صحبت از ساختارگرایی (Structuralism) می‌کنیم، دقیقن از چه ایده‌ها و روش‌هایی صحبت می‌کنیم. ساختارگرایی یک لفظ ِ سطحی ِ مد روز، یا از مد افتاده نیست که آن را در چند جمله خلاصه کنیم و با آن متن‌های بیچاره را نابود کنیم. ساختارگرایی متکی به روش‌های عینی ست. روش‌هایی که قابلیت ِ اثبات و تعمیم دارند و با تغییر ِ مواد ِ مورد بررسی ِ پژوهنده، تغییر نمی‌کنند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که برای مثال، برخی، نگاه ِ ساختارگرایانه به قصه را با بررسی ِ ساختمان یک قصه یکسان فرض می‌کنند.


اثر ِ پراپ به عنوان یکی از مراجع ِ آغازین ِ بررسی‌های ساختارشناسانه‌ی ادبی شناخته می‌شود و خواندن‌اش جزو واجبات است. هدف ِ پراپ در این کتاب، به دست دادن ِ یک نمونه پژوهش ِ محدود و دقیق است. پراپ به طور واضح می‌گوید که انواع ِ قصه‌ها و حکایت‌ها متفاوت اند و یکی از مهم‌ترین کارهای پژوهشگر رده‌بندی ِ قصه‌ها ست:


واژۀ ریختشناسی – morphology – یعنی بررسی و شناخت ریختها. در گیاه‌شناسی اصطلاح ریختشناسی یعنی بررسی و شناخت اجزاء تشکیل‌دهندۀ گیاه و ارتباط آنها با یکدیگر و با کل گیاه، و به عبارت دیگر ریختشناسی در اینجا به معنی ساختمان گیاه است.

اما منظور از ریختشناسی قصه چیست؟ به ندرت کسی به امکان چنین مفهومی اندیشیده است.

با وجود این، امکان دارد که به بررسی ریختهای قصه پرداخت، و این بررسی همان اندازه دقیق خواهد بود که ریختشناسی شکل موجودات آلی. اگر این کار برای قصه به طور کلی و با همۀ گسترش و بسط آن در خور تأیید نباشد اما در هر حال برای آن گروه از قصۀ پریان که (Fairy tales) خوانده می‌شوند، یعنی قصه در معنای محدود آن، قابل تأکید است. کار این کتاب سراسر بررسی ساختمان این گونه قصه‌هاست. (ص 17)

متداول‌ترین راه تقسیم قصه‌ها تقسیم آن است به قصه‌هائی با مضمون خیالی، قصه‌های مربوط به زندگی روزمره، و قصه‌های جانوران.

در نخستین نظر همه چیز درست به نظر می‌رسد. اما ناخواسته این پرسش پیش می‌آید «آیا قصه‌های جانوران گاهی عناصر قصه‌های تخیلی را تا حد زیادی در بر ندارند؟» و برعکس، «آیا جانوران نقش مهمی در قصه‌های تخیلی بازی نمی‌کنند؟» آیا امکان دارد که چنین شاخصی را کاملا دقیق محسوب داشت؟ (ص 25)


در مقدمه‌ی کتاب، پراپ چند مورد از شیوه‌های رایج ِ رده‌بندی ِ قصه را نام می‌بَرد (رده‌بندی براساس مضمون، موتیف، مقوله‌ها) و با آشکارکردن ِ تناقض‌ ِ این روش‌ها، رده‌بندی براساس ِ ”مضمون“ را رد می‌کند و پژوهش ِ خود را معطوف می‌کند به نوشتن ِ دستور زبان ِ قصه براساس ِ بررسی ِ ساختار قصه‌ها (با مقایسه‌ی نمونه‌های ِ قصه)، و استنتاج ِ ساختارهای ِ عام، و درنهایت، پیشنهاد ِ این روش‌ها برای بررسی ِ نمونه‌های دیگر ِ قصه‌های پریان. خوشبختانه پراپ آن‌قدر جسور نیست که شیوه‌ی پیشنهادی ِ خود را مطلق و عام فرض کند و آن را شیوه‌ای مناسب برای بررسی ِ اسطوره‌ها و قصه‌های دینی بداند (اشتباهی که احتمالن من بعضی وقت‌ها مرتکب شده‌م).


باید رده‌بندی را از مضمون و محتوای قصه به مشخصات صوری و ساختمانی منتقل ساخت.


در فصل یک‌ام ِ کتاب، پس از تسویه حساب ِ مقدماتی ِ نویسنده با پژوهنده‌گان ِ قصه، پراپ یکی از منابع ِ الهام‌بخش ِ خود را به نام ِ ژوزف بدیه نام می‌بَرد:


ارزش روشهای بدیه در این حقیقت نهفته است که وی نخستین کسی است که دریافتْ میان عناصر ثابت و متغیر در قصه روابطی وجود دارد. بدیه کوشید تا این روابط را به وسیلۀ فرمول بیان کند. وی واحدهای ثابت و اساسی را عناصر نامید، و برای آنها علامت Ω [اُمِگا] را قرار داد. واحدهای متغیر را هم با حروف لاتین نشان داد. به این شیوه فرمول یک قصه می‌شود (Ω + a + b + c) ...


به نظر پراپ مشکل بدیه ناتوانی‌اش در تعریف ِ اُمِگا (یا همان عناصر ِ ثابت ِ قصه) است. بخشی از کار ِ پراپ رفع این نقیصه است. پراپ به دو نکته‌ی مهم ِ دیگر در بررسی ِ قصه اشاره می‌کند.


در زمانی که تمام ژانرهای ادبی (حکایت، قصیده، نمایشنامه، و غیره) توصیف شده‌اند، قصه همچنان بدون توصیف و تعریف مورد بررسی قرار می‌گیرد. اشکلوفسکی نشان داده است که بررسیهای مربوط به پیدایش قصه، وقتی بدون توجه به شکل و ساخت قصه انجام گرفته، به چه مزخرفاتی انجامیده است.[1]

***


خویشکاری یعنی عمل شخصیتی از اشخاص قصه که از نقطه‌نظر اهمیتی که در جریان قصه دارد تعریف می‌شود. (ص 53)


در فصل دوم، پراپ با آوردن ِ مثالی، روش و مواد ِ کارش را به خواننده توضیح می‌دهد. این روش مبتنی ست بر مقایسه‌ی مضامین قصه‌ها، و تجزیه‌ی قصه به اجزای سازنده‌ی آن، و بعد مقایسه‌ی قصه‌ها براساس ِ سازه‌های آن‌ها و درپایان نتیجه‌گیری ِ استقرائی. مسأله‌ی اساسی ِ اولیه این است: قصه‌ها را چه‌گونه باید رده‌بندی کرد؟ نظر ِ پراپ این است که کنش‌ها (Functions) یا به قول مترجمْ ”خویشکاری‌ها”ی قهرمانان قصه، عنصر خوبی برای رده‌بندی ِ قصه است. برای مثال، پراپ نمونه‌ای از کنش‌های مشابه ِ چند قصه را این‌طوری کنار ِ هم ردیف می‌کند:


یک. تزار عقابی به قهرمان قصه می‌دهد. عقاب قهرمان را به سرزمینی دیگر می‌بَرَد.

دو. پیرمردی به سوچنکو اسبی می‌دهد. اسب سوچنکو را به سرزمینی دیگر می‌برد.

سه. ساحره‌ای به ایوان (Ivan) قایق کوچکی می‌دهد. قایق ایوان را به سرزمین دیگر می‌برد.

چهار. شاهزاده خانمی به ایوان انگشتری می‌دهد. جوانانی از میان انگشتری ظاهر می‌شوند و ایوان را به سرزمین دیگری می‌برند، و مانند این‌ها.


در مثال‌های بالا هم عناصر ثابت و هم عناصر متغیر وجود دارند. نام قهرمانان و همچنین صفات آنها تغییر می‌کند، اما کارهای آنان و خویشکاریهایشان تغییر نمی‌کند. از اینجا می‌توانیم استنتاج کنیم که در یک قصه، اغلب، کارهای مشابه به شخصیت‌های مختلف نسبت داده می‌شود. این امر، مطالعۀ قصه را براساس خویشکاری قهرمانانش میسر می‌سازد.

ما باید معین سازیم که این خویشکاریها تا چه اندازه واقعاً نمایانندۀ ثابتهای تکرارشوندۀ قصه هستند. قاعده‌بندی و تنظیم همۀ پرسشهای دیگر، منوط به حل این پرسش اولیه است: در یک قصه چند خویشکاری وجود دارد؟


در حاشیه‌ی این مطلب، پراپ به نکته‌ای اشاره می‌کند که نمی‌توان نادیده‌اش گرفت:


ما از این حقیقت آگاهیم که مورخان ادیان از مدتهای دراز پیشْ تکرارهای خویشکاریها را به وسیلۀ قهرمانان، در اسطوره‌ها و اعتقادات مذهبی مشاهده کرده‌اند، ولی مورخان قصه مشاهده نکرده‌اند. درست همانگونه که ویژگیها و خویشکاریهای ایزدان از یکی به دیگری انتقال می‌یابد و سرانجام حتی به قدیسان مسیحیت به ارث می‌رسد، خویشکاریهای بعضی از شخصیتهای قصه نیز به شخصیتهای دیگر منتقل می‌شود. و اگر پیشدستی کنیم، می‌توانیم از هم‌اکنون بگوئیم که تعدا خویشکاریها فوق‌العاده اندک است، و حال آنکه شمارۀ شخصیتهای قصه بسیار زیاد است. این امر سجیۀ [ویژگی] دوگانۀ قصه را بیان می‌دارد: از یک سو بَسدیسی [گونا‌گونی]، برجستگی و تلوّن حیرت‌‌انگیز آن، و از سوی دیگر تکدیسی و تکرار آن که کمتر از سجیۀ اول شگفت‌انگیز نیست.


پراپ بعضی از کنش‌ها را مثال می‌زند: نهی، پرسش، قرار، و غیره.


پس از مشخص‌شدن ِ کنش‌ها یا خویشکاری‌ها، پرسش بعدی را باید پاسخ داد:


خویشکاریها در چه رده‌ای و با کدام توالی در قصه قرار می‌گیرد؟ (53)

پراپ می‌گوید که «توالی رویدادها در قصه قوانینی کاملاً مخصوص و ویژۀ خود دارد. توالی عناصر، چنان که بعداً خواهیم دید، دقیقاً یکنواخت و یکسان است. در این توالی آزادی به طور خیلی محدود وجود دارد، که می‌توان آن را کاملاً قاعده‌بندی کرد.»


پراپ ایده‌های‌اش را در چهار مورد ِ زیر، خلاصه می‌کند و فصل‌های آتی را صرف ِ اثبات ِ این نظریات می‌کند:


- خویشکاری‌ها عناصر ثابت و پایدار را در یک قصه تشکیل می‌دهند.

- شمارۀ خویشکاریهائی که در قصه‌های پریان آمده است محدود است.

- توالی خویشکاریها همیشه یکسان است. به علاوه قصه‌هایی را که دارای خویشکاریهای همسان هستند می‌توان متعلق به یک نوع (تیپ) دانست.

- همۀ قصه‌های پریان از جهت ساختمانشان از یک نوع هستند.


***

در فصل سوم، کاری که باید روی خویشکاریها انجام ‌شود در این سه مرحله خلاصه شده:


1- چکیده‌ای از ماحصل آن.

2- تعریفی اختصاری در یک کلمه.

3- نشانۀ قراردادی آن (به کار گرفتن این نشانه‌ها بعداً به ما اجازه خواهد داد که ساختار قصه‌های مختلف را به صورت نمودگار [Scheme] با هم مقایسه کنیم).


از این به بعد همت ِ نویسنده صرف ِ شمردن ِ کنش‌ها (خویشکاری‌ها)، تعریف هر کنش، تعیین جای‌ ِ فیزیکی ِ مشخص ِ هر کنش در قصه، تعیین ِ زیررده‌های ِ هر کنش‌، دادن ِ نمونه‌های متعدد از هر کنش، چه‌گونه‌گی ِ تشخیص ِ درست ِ یک کنش ِ با مفهوم ِ چندگانه و تعیین ِ جای درست ِ آن در توالی ِ کنش‌ها.


در فصل ِ پنجم نیز، شیوه‌ی پیوند خویش‌کاری‌ها و معنای خویشکاری‌هایی با معنای دوگانه (از نظر ریخت‌شناسی) بررسی شده.


نتایج ِ نهایی این بررسی‌ها به شکل ِ زیر خلاصه شده است:


نخست چند استنتاج کلی را ذکر می‌کنیم. ما مشاهده می‌کنیم که شمارۀ خویشکاریها واقعا محدود است. تنها سی‌ویک خویشکاری می‌توان یافت. عملیات تمام قصه‌های موجود در مواد تحت بررسی ما در چارچوب این خویشکاریها تکامل می‌یابد، همین را، دربارۀ عملیات بسیاری از قصه‌های دیگر که متعلق به اقوام بسیار متفاوتی هستند، می‌توان گفت. گذشته از این اگر همۀ خویشکاریها را، یک پس از دیگری، مورد مُداقه قرار دهیم درمی‌یابیم که هر خویشکاری از خویشکاری دیگر، بر پایۀ یک ضرورت منطقی و هنری تکامل می‌یابد. ما ملاحظه می‌کنیم که حتی یک خویشکاری نیست که مانع آمدن خویشکاری دیگر شود. همۀ آنها به محور واحدی تعلق دارند، نه چنانکه تا کنون گفته شده است به محورهای متعدد.


 نتیجه‌گیری پراپ جدن جالب است. نتیجه‌ی این بررسی، کشف ِ منطق ِ ساختار ِ قصه است. این، شبیه ِ کشف ِ منطق ِ جادو ست. جادو در یک ساختار ِ ویژه معنی می‌یابد (یکی از شرایط ِ جادوگرشدن، تنفس در یک فضای جاویی ست). اگر بتوان منطق جادو را کشف کرد یعنی می‌توان جادوگر شد؛ پس با کشف ِ منطق ِ قصه، می‌توان قصه گفت.


***

پس از توصیف ِ خویش‌کاری‌ها، به عناصر ِ پیوند‌دهنده‌ی خویش‌کاری‌ها، ”انگیزش‌ها“ و سپس ”حرکت‌ها“ در قصه و شیوه‌ی ”ترکیب حرکت‌ها“، قصه‌های مرکب (تشکیل‌شده از چند قصه) پرداخته شده است. توضیحات ِ پراپ روشن و راهنما ست، طوری که این وسوسه را به وجود می‌آورَد که واقعا می‌توان براساس ِ توضیحات‌اش دست به پژوهش درباره‌ی قصه زد. ممکن است نتیجه‌ی کار ِ یک پژوهشگر، هماهنگی و دقت ِ کار ِ پراپ را نداشته باشد، ولی در این نباید شک کرد که با توجه به کشفیات ِ اساسی ِ پراپ، نتیجه‌ی کار، تاحد قابل توجهی قابل اعتماد و مفید خواهد بود، چرا که مشابهت ِ قصه‌های همه‌ی فرهنگ‌ها چیزی غیر قابل انکار است. پراپ آن‌قدر روشن و منطقی درباره‌ی قصه‌ها حرف می‌زند که حتا جرأت ِ آن را پیدا می‌کند که عناصر ِ متضاد ِ درون ِ یک قصه (مثلن بخش‌های تحریف‌شده) را آشکار کند. یک قصه می‌تواند توسط ِ یک راوی ِ نامطمئنْ تبدیل به یک قصه‌ی ناقص بشود. یکی از راه‌هایی که پراپ برای پی‌بردن به اصالت ِ قصه به مخاطب پیشنهاد داده (البته نه به طور قطعی و مطمئن) تعریف ِ یک قصه برای بچه‌ها و تغییر دادن ِ بخش‌هایی از قصه و توجه به واکنش ِ بچه است؛ قصه چنان منطق ِ نیرومندی دارد که می‌تواند ساختار ِ خود را به ناخودآگاه ِ بچه‌ها بیاموزد و آن‌ها را تبدیل به متخصصان ِ وفادار ِ قصه کند.

***

با وجود ترجمه‌ی (به نظرم) خوب ِ فریدون بدره‌ای، ترجمه‌ی کار پراپ باید به صورت ِ دقیق، با مراجع‌اش (قصه‌های روسی)، با انتقادهای وارد‌آمده بر این اثر، و با کیفیتی شایسته (مثلن توسط نشر مرکز ولی نه با قیمت نجومی ِ مرکز) چاپ شود. امید است که کسانی که تودوروف، بارت، و استروس ترجمه می‌کنند، پراپ و امثال پراپ را هم ترجمه کنند تا من هم بفهمم این حضراتْ چه می‌گویند.

جمعه 20/ 12/ 1389

--------------------------------------------------------------------

[1] وی [اشکلوفسکی] به عنوان مثالْ قصۀ بسیار معروفی را که دربارۀ اندازه‌گیری زمین به وسیلۀ یک پوست گاو است ذکر می‌کند. در اینجا قهرمان قصه اجازه می‌یابد که آن مقدار از زمین را که می‌تواند به وسیلۀ یک پوست گاو محصور کند تصاحب نماید. وی پوست را به شکل رشته‌های باریکی می‌بُرد و به هم می‌بندد و زمین بسیار بزرگتر از آنچه رقیبان فریب‌خورده‌اش تصور می‌کنند، صاحب می‌شود. و. ف. میلر و دیگران کوشیده‌اند در اینجا رد یک عمل قضائی را پیدا کنند. اشکلوفسکی می‌نویسد: «چنان می‌نماید که طرف فریب‌خورده (و در تمام گونه‌های این قصه مسئلۀ فریفتن و فریب‌دادن مطرح است) به تصاحب زمین اعتراضی نکرده است، زیرا این، یکی از طرق متداول بوده است. نتیجه جز پوچی چیزی نیست. اگر در زمان ِ انجام ِ تصوری ِ عمل ِ اندازه‌گیری در قصه، رسم ِ اندازه‌گیری زمین به وسیلۀ آن اندازه که یک کمربند می‌توانسته است محصور سازد، وجود می‌داشته و فروشنده و خریدار هر دو بر آن واقف می‌بوده‌اند، پس دیگر فریفتنی در کار نبوده است، و اگر فریفتنی در کار نبوده مضمونی هم وجود نداشته، زیرا فروشنده از نتیجۀ معامله آگاه بوده است.» بدین ترتیب، ارجاع یک قصه به یک واقعیت تاریخی، بدون در نظر گرفتن جزئیات این قصه، علیرغم دانش و تبحر پژوهندگان، به نتایج باطلی کشیده است.